حالم به هم میخوره وقتی داره از خوبیای الف میگه و زودی اضافه میکنه خیلی کارا رو برام راه میندازه.
همین مهمه.
کار راه انداز.
شایدم حق داشته باشه من که هر عقیدهای داشته باشم بعد از یه مدت کاشف به عمل میاد اصولا نامعتبره..کلا مزخرفه..
اینم روش.
کمردرد دارم..هی مسکن بخور. امروز نوبت گرفتم ..نمیتونم به کسی بگم چقدر مریضم.
هی حرف میزنم که نگم چقدر مریضم.
تمر هندی.
یه کم شکر..
رب رو سرخ میکنم. مرغ رو جدا با سس رب گوجهفرنگی درست میکنم..کم رب میزن..اما ما جنوبیا چیزای قرمز دوس داریم:) جز پرسپولیس:)
الکی.
نه که سال و بر و بکس آبی ان..وگرنه من چیکار به این حرفا دارم.
مِثلا تو قرمه سبزی هم رب گوجه می ریزیم..حتی بعضیا گوجه رنده شده سرخ میکنن..تو قلیه هم..رنگش برامون مهمه سبز و لجنی نباشه. البته من قرمه سبزی بدون رب هم خوردم و خیلی دوس داشتم..من زیاد رب دوس ندارم تو غذا..دوس دارم کم باشه و گزیده.
اما بدون رب رنگش ناموسا ستمه.
دقیقا تهاش و لاغیر.
قدرتی خدا اولش پست شد پشت. بعد درستش کردم.
مادرم گف والا صدگ..یعنی واقعا راسته.
مگه من کشتمشون؟
مگه من گفتم برن بمیرن؟ مگه من راضی بودم؟ چرت چرا میگی؟ دوبار بت میخندم میبازی خودت رو چرا؟ کی بت گفته من قلبم از تو نارحتتر نیس؟ دوس ندارم آقا نشون بدم خلاص.
کی گفته من دیشب اشکم درنیومده..
حتما باید به خدا و کعبه و عربا و اسلام فحش بدم که انسان دوس باشم؟
خو از عربستان متنفرم میدونی این رو..هزاربار گفتمش..از عربستان وهابیا سلفیا و هر جور تعصب بدم میاد..یه چیزایی برام مهمه یه چیزایی نیس...اما اگه در مورد حادثه ی روز نمی نویسم به این معنی نیس که در موردش نمیدونم یا نخوندم یا نطری ندارم...شاید بخام چن روز دیگه بنویسم..
میگم جای زر زر چرا نمی ری خودت به شیطان سنگ بزنی؟
رو به آینه بایست بزن..له هم نمیشی.
اون مطلب از نشاط حمدان تو واتساپ رسیده بود دست سال من برا خودم فرستادمش و کپی پیست کردم اینجا..نمیدونم واقعا کسی به اسم نشاط حمدان هست و این شعر رو گفته یا نه...بعید میدونم قسمت مکه جز شعر بوده شاید خود فرسنده اضافه کرده
بهرحال فرستادم اینجا
بعدش من نه به کسی زنگ زدم و نه دفترچه تلفنی باز کردم. خراب شدم رو سر اتاق بچهها و به کار گرفتمشون..وایتکس و مایع ظرفشویی چشام و گلوم رو سوزند اما نتیجه خوب بود..بن کتاباش رو خودش چید حساسه به ترتیب و نمیدونم چه جوی بچینتشون..بعد در مورد نانا مینویسم..
یکی از زغلبازترین آدماییه که تا حالا دیدم و برای همین هم جگر منه.
عروسکا رو تو لباسشویی بردیم حموم دادم بن گذاشت رو طناب..رو تختیا رو برداشتم..ملافهها..الان خسته و دارم جون به قون آفرین تسلیم میکنم اما د سه ساعت دیگه احتمالا کار اتاقشون تموم شه و فقط بعد ببینم ریخته باشنش به هم.
و اونا ببین من ریختمش به هم البته. میکشمشون و میکُشنَم.
مامردمان خاورمیانه ایم
بعضیهایمان درجنگ کشته میشویم
بعضی درزندان
بعضی درجاده میمیریم،بعضی دردریا
بعضی درمکه
ما شغلمان"مردن"است
نشاط حمدان ،شاعر عرب
مورتون بم زنگ زد گف بابات حالم رو به هم زده..صبح جمعه میاد بیرون از حموم..گفتم مورتون گهات رو بخور اینا رو بم نگو..به تو چه برو زن بگیر صبحای جمعه از حموم بیا بیرون..تو حال به هم زنی که کار به این چیزا داری...چی میخوای برم به بابام بگم با مادرم نخواب؟
تف تو روت بیاد با یان حرفات..گفت آقا تو مرد نیستی..گفتم نه تو مردی..بشین روش مردیت تکمیل شه
گف بیادب.