توصیه های یک پزشک با وجدان!!!!!!!!
چهارده اشتباه رایج در بین مریضها،پزشکها و دارو سازها**
1
برای 90% سرماخوردگی ها هیچ چرک خشک کنی لازم نیست.
یک بسته قرص سرماخوردگی و یک شربت دیفن هیدرامین کامپاند
و یک عدد استامینوفن به همراه استراحت مطلق و نوشیدن مایعات
و مصرف ویتامین ث کفایت می کند.
2
آمپول دگزامتازون و بتامتازون در سرماخوردگی جنبه ی درمانی ندارند
و بیشتر به عنوان کورتون برای سر حال شدن ظاهری بیمار و رضایت از کار
پزشک مصرف می شوند!! تنها در مواقعی که مشکل حساسیت است
از آن استفاده کنید.
3
برعکس تصور خیلی ها اکثر آمپول ها از بعضی از قرص ها و کپسول ها
ضعیف تر هستند. یعنی خوردن روزی یک عدد «سفکسیم 400» بسیار
قوی تر از 4 تا آمپول پنی سیلین 1 میلیون و 200 است!!
در هر صورت چرک خشک کن هایی مثل پنی سیلین و آموکسی سیلین
به علت مقاومت ایجاد شده چندان مناسب نیستند و چرک خشک کن هایی
مثل سفتریاکسون و سفکسیم به علت قوی بودن بیش از حد بهتر است
خط اول درمان نباشند. چرک خشک کن هایی مثل «آزیترومایسین»
پیشنهاد من هستند.در کل تا میتوانید از هیچ چرک خشک کن استفاده
نکنید حتی برای سرماخوردگی شدید و این مطلب را جدی بگیرید.
4
برای تقویت عمومی بدن زدن آمپول ب کمپلکس، ب 12، نوروبیون و...
تقریبا جز در موارد خیلی نادری مثل «بری بری» فایده ی چندانی ندارد.
مصرف کپسولی مثل «مولتی ویتامین مینرال» یا مشابه های خارجی اش
بسیار مفیدتر خواهد بود. مطمئن باشید اکثر ماده ی موثر آمپول
چند ساعت بعد در ادرار شما یافت خواهد شد.
6
دکتری که به شما برای سرماخوردگی تان 4 تا آمپول سفتریاکسون
می نویسد یا اشتباها تشخیص سوزاک و سیفلیس داده است!!
یا خودش نیازمند دکتر روان پزشک است یا با داروخانه ی روبرو قرارداد دارد!
7
تزریق سرم به جز وقتی که فشار مریض پایین افتاده یا می خواهیم
چند آمپول را از طریق سرم وارد بدنش کنیم یا... جنبه ی درمانی ندارد.
شما با خوردن ORS یا مواد شور و شیرین هم می توانید همان کار را
با هزینه و وقت کمتر انجام دهید. می دانید مصرف سرم در ایران
چند برابر آمار جهانی است؟!
8
9
اگر در اطراف شما کسی آبله مرغان گرفته و شما قبلا مبتلا شده اید
اینقدر راحت دور و بر او قدم نزنید. اگر کمی مقاومت بدنتان کاهش
پیدا کرده باشد بیماری وحشتناک تری به نام «زونا»
منتظر شماست. خیلی مراقب تر باشید.
10
اکثر شامپوهای موجود در بازار اصلا آنقدر بر روی کف سر نمی مانند
تا بخواهند اثرات پروتئینه و ویتامینه و... خود را بگذارند.
اگر شامپویی به سر شما ساخته است حتی اگر ارزانترین شامپوست
آن را حفظ کنید و قدرش را بدانید و از این شاخه به آن شاخه نپرید.
11
تصور اینکه هر دارویی با شکل کپسول باید بعد از غذا مصرف شود
رسما خنده دار است. بعضی از داروها با مصرف بعد از غذا جذبشان
به شدت کاهش یافته و موفق به اثرگذاری نمی شوند. و بعضی از
کپسول ها (مثل امپرازول) خودشان جنبه ی درمانی برای دستگاه
گوارش داشته و باید حتما قبل از غذا مصرف شوند.
12
داروی «کلونازپام» به هیچ وجه یک داروی خواب آور نبوده
و به عنوان ضد تشنج و سه بار در روز استفاده می شود.
اگر دکتری برای شما شبی یک عدد کلونازپام برای خواب نوشت
همانجا بزنید بیرون و دیگر هم به آن پزشک مراجعه نکنید.
برای بی خوابی مخصوصا در دوستانی که کمی استرسی هستند
(اگر روش های طبیعی و توصیه های رفتاری جواب نداد)
«کلردیازپوکساید» را توصیه می کنم.
13
گاهی دوستان نسخه پیچ و حتی داروساز ما در صورت تمام کردن
دارو یا نزدیک بودن تاریخ انقضای داروهای باد کرده! اقدام به دادن
داروهای مشابه می کنند. یادتان باشد شباهت اسامی داروها
هیچ ربطی به کاربردشان ندارد.
مثلا داروهای مفنامیک اسید (مسکن و ضدالتهاب)،
ترانگزامیک اسید (ضد خونریزی مفرط قاعدگی)
و فولیک اسید (موثر در کم خونی) فقط اسامی مشابه دارند.
14
اکثر اسهال های معمولی با خوردن مایعات و موادی نظیر نوشابه
و آبمیوه و مخصوصا ORS کنترل می شوند.
مصرف داروهایی مثل دیفنوکسیلات مخصوصا در اطفال اصلا
توصیه نمی شود. همچنین در بسیاری از موارد نیاز به مصرف
چرک خشک کن هم نیست .
و دلیل ناراحتیاش اینه که حس کرده بود کسی غیر از اون بم توجه کرده. توجهی که مستحقشم..این مهم نیست. شایدم هم مهم باشه و بعد بش فکر کنم. بعد گفت که ماکارونی چقدر خوب شده بود..هیچی نداشتا...من کلی مواد بش میزنم اما عین مال تو نمیشه..نانا و بن هم تشکر کردن...چند وقت پیش اگه بود میگفتم خوب اونم خیلی خوب میرونه..کارایی میکنه که من نمیتونم به خوبی اون انجام بدم..اما چند وقت قبل نیست دیگه....گفتم نوش جان و رفتم ظرفا رو شستم..ظرف شستم..اجاق گاز رو تمیز کردم...باز ظرف شستم..و اون دیگه ناراحت نبود..ماکارونی و املتش رو خورده بود و لم داده بود رو کاناپهی ِمورد علاقهاش...ذ ویس میدید..چای که بردم براش..گفت بیا بشین پیشم..ترجمه کن این مغربیا چی میگن...گفتم از آشپزخونه میبینم..کار دارم.
به لباسشویی تکیه دادم..بعد دیدم زیر یخچال و فریزر کثیف و چرکه..بعد باید تمیز کنم. اینطوری کمتر قهره.
و بعد تنهایی فکر میکنم..به این فکر میکنم ...به حرفهایی که شنیده بودم.
-نوکرتم من..
- نوکر نمیخوام..
-قربونت برم..
-اینطور حرف نزن..
میخندم آروم با خودم..خیلی چیزا باید بخونم و بنویسم.
از آلایندههایی که وارد هوا میشه: کثافت گاز و نفت ..خوب؟ این با افتخار و با لحن هزل و هجو نقل کردن داره؟ این مایهی خاکبرسری و شرمساری باید باشه نه دست انداختن مردمی که بارون نیاد خاک خفهاشون کرده و بارون بیاد هم ریزش کثافتی که بارون رو سرشون میریزه...و دارن تو مجموعهی بسیار درخشانی از انواع خاک بر سری زندگی میکنن ..
خوب یارو داره میگه بله بارون به خوزستانیا نیومده و هوا که پاک میشه میافتین به سرفه. مثل کسی که یه عمر بغل مستراح باشه و یه هو بزنه به باغ و گل و شروع کنه عق زدن مثلا.
شعور در نقل اخبار چیزیه که همیشه موقع شنیدن و دیدن اخبار شبکههای ایران کم حسش کردم.
خوشبحال روزایی که درش درس نمیخوندم. تمام عمرم ازش متنفر بودم.
خلاصه که چیکار کنیم دیگه این کارمونه. لهجه درج نشد وگرنه میگفتم چِطَوری.
از اینکه همیشه همیشه همیشه
برام چیز مینویسید متشکرم
با اینکه جواب بعضیا رو نمیدم چون جوابلازم نیست مطلبشون باز ممنون..
میتونستن ننویسن یا بگن برو بابا..یا ..زنها..مردها ی ممنون. لیدیز اند جنتلمن..ز داره آخر جنتلمن؟ نمیدونم. در مورد شماس کلا. ز هم نداشته بود ازم قبول کنید.
از اینکه دیر..زود..صبحهای زود..شبای دیر..روز شب و..برام مینویسید هم؟ ممنون..
حس باحالِ مخاطب خوب( و نه حتما زیاد) داشتن حسیه که یه وبلاگنویس درکش میکنه...
عکس قلیون دار برام میفرستید..خوب خوبه اما زیاد بکشید خوب نیس..تشویق نمیکنم کسی رو به این کار...
بوربا.
انگشتر از این درشتا که باید بدم کوچیک کنن برام.
هر چی میگیم اَه و اوهشون بلنده که بیکلاس و دهاتیه...خو باشه دقیقا به تُ خ مَ مَ. بخش همراه با صدا کشی.
خوشم میاد و میرم میخرم و باش کیف میکنم..اما کی وام دربیاد...معلوم نیست کی. بیشتر از همه النگو دوس دارم. زرد. براق. سفیدی هم توش نباشه که مبادا خدایناکرده به چشم نقره یا بدلی یا غیر طلا بیاد. جواهر توش نباشه الکی گرونش میکنه فردا میخوای بفروشیش هی پول چسمزد و پول گوز مزد و طلای ایتالیا و نمیدونم کجا...همین بهبهان و اصفهان بهترین طلاها رو داره..اما کی حوصله داره بره اصفهان..بهبهان خوبه..اما یه استان دیگهاس و کی حوصله داره بار بزنه بره یه استان دیگه برای طلا..
در کل خدایا امروز که هشتم آبان نود و چهاره شاهد باش که دلم زت طلا خواست.
زیاد.
باشه ...گنجتون رو نگه دارید برای خودتون...برای من اینطوریه ها...وگرنه یه غریبه بیاد شورتشم درمیاره بش میده و با دس ستر عورت میکنه و با اون دست پشتش رو میپوشونه و اون فرمی میره مسجد روبرو خونهاشون نماز جماعت برپا میداره و فتوا صادر میکنه سنج و دمام حرامه و ...بش گفتم میخوام ببینم میتونی قلیون رو هم تحریم ..انگار خوشش اومد و یحتمل احساس شیرازی بودن کرد...
الان تا پاسی از شب باید قیافهام اینطوری باشه.
طریقی ولازم امشى فیه مفروض علیا ومفروض علیه
راه منه و باید درش قدم بردارم من به اون تحمیل شدم و اون به من
لا انا قادره انى منه ارجع ولا عارفه حتى نهایته ایه
نه میتونم ازش برگردم و نه حتی میدونم آخرش چیه
یهزمنى هو مره وابکیله واقوله لیه لیه
اون گاهی من رو شکست میده و گریه میکنم و ازش میپرسم چرا؟
وفى وسط بکایة ابتسم وابصلة واضحک علیه
و وسط گریههام لبخند میزنم و نگاش میکنم وبش میخندم(گولش میزنم)
ایه الى عایزه منى وانا عایزه منه ایه
چی ازم میخواد و من ازش چی میخوام
دى حلقة مفقودة ومابینا صراع یاهى یاهى ایه
این حلقهی گمشدهائیه و جدالیه که بین ماس..
بحلم وحلمى مصدقاه وان راح یومین هفضل وراح
خواب میبینم و خوابم رو باور میکنم و اگه خوابم رو برای چند وقتی از دست بدم دنبالش میگردم
وان جیتی یا دنیا علیا مره طریقى برضو مکملاه
و اگرم دنیا گاهی علیه من بشه باز راهمو ادامه میدم
ترانه در این پست درج شده
از بین آهنگای محلی این(کلیک) رو خیلی دوست دارم چون همون وقت که شادی میده به آدم، غمگینش میکنه و همون وقت که غمگین میشه دلش میخواد برقصه و ..بعد اینطور میشه که من با چشمای بسته رو سکو دراز کشیدم..احساس میکنم تب دارم..حالا که تنها و خلوتم ..زیر درختا رو سکو هی برش میگردونم که بخونه:
کوگ تاراز آخی بگوین والا چینو نخونه: به کبک تاراز بگید اینطور نخونه..مو دلوم کمطاقته جلدی گِره بهونه..
..سیگار رو بیکه بکشم دود میکنه و تموم میشه...بش نگاه میکنم که تموم میشه ..به آتیش سرخش که دود میکنه و خوابم میبره..بیدار میشم از بارون..نمنم گرفته...فکر میکنم کسی هس مثل من در دنیا؟ اگر هم باشه دونستنش و شناختنش فایدهای به حالم داره؟
نه.
باز میخوام بخوابم.
آیکن چشمک میذارم. بعد مینویسم ببخشید. برعکس.
نگاش میکنم چشمای سبز موذی داره و دماغ بسیار خارج از قاعده ..موهاش قشنگه..پوستش برنزهاس..موهاش جو گندمی ِ ..
میگم: بنویسم تو که تکون نخوردی؟
میگه نه.
میگم بنویسم ماشالا چه موهایی؟
میگه میخوام ببینم میتونی کاری کنی صدام بزنه شکوفه؟
ایششش..بلد نیستن چی به هم بگن اینا.
میگم از پروین چه خبر؟
برای اینکه نشون بدم خیلی هم واردم اضافه میکنم: سلطان.
کسی جوابم رو نمیده.
میگم گیگز هزارتا بازی برای منچسر انجام داده باید یه سال دیگه صبر میکرد تا به جام ملتها بره...
میخندم.. مثلا طعنهاس. چون ولز تیم ضعیفیه و به هیچ کدوم از این مسابقات راه پیدا نکرد. نه جام ملتهای اروپا نه جام جهانی...وقتی گیگز رفت ولز رفت جام ملتهای اروپا..فُگرات بود شاید.
و میخندم...
اینا رو از حرفای دیروز مردا شنیدم.
کسی جوابم رو نمیده.
خیلی دلشون میخواد حرف نزنم. میدونم.
میدونمش رو با صدای اون یارو تو کارتون گالیور بخونید. همونی که همیشه میدونس اتفاقای بد میافته.