حالا او میرود دامن کشان
من درد تنهایی کشان
هاها.
حالا برو.
اصلا هم. خودت هشتاد کیلو استخون و یه ذره ... اوهو...اوهووو..سرد شده هوا..پشت سر هم سرما میخورم..سرفه نفسم رو میبره...چی میگفتم؟ بیخیال بابا. شلغم بده بم.

همین الان رفتم دیدم این را فرستادی...آیکنِ درد ما زینهاست و درمان نیز هم.
این یعنی جای اینکه هی دیگران را یا آنچه از دیگران میتراود را بخوانی بردار خودت را بخوان. سوادوم نیکِشه خومه بُخونوم.

تو دنجترین جای دنیا لم میدم رو بالش آبی ...به ماه نگاه میکنم ...همهی روز کار کردم و خستهام ....شام شنیسل درست کردم ....خودم خوردم فقط ..برا دل خودم بود..حالا خستهام دلم سیگار میخواد اما حوصلهی نه و فلان ندارم..بیخیال. گعدهام ناقص باشه..هم خوبه.
دیشب همینجا تا آخرهای جلد دوی پروست رو خوندم ....وقت خوبی دارم با خودم.
خدا حفظش کناد.
زنی که تکلیف زندگیش روشن نیست
موهایش را
روشن می کند
و زنی که خسته میشود
از خستگی
کوتاه
حالا
به زنی فکر کن
که موهای روشن کوتاهی دارد
رویا_شاه_حسین_زاده
دیکته بیست شده اما گفتن دفتر دیکتهاش رو عوض کنه یه سری دفترا هستن مخصوص دیکتهان برچسب میخورن و اینا..از اونا..
فیلمِ خانمشون.
- باشه..عصری میگیرم برات.
- ماما...فاطمه عدالت دوست رو اشتباه کردن فرستادن مدرسه مسافرت بردنش و مریض برش گردوندن و امروز تو کلاس بالا اورد..دو بار.
نقل قول از معلم احتمالا.
- خوب میشه.
- امروز دخترا تو سرویس نبودن..میتونم پیش بن بشینم.
بن:
- نه نمیخوام.
- بابا گفته.
- نمیخوام
- ماماااا
- زهرمار..چقدر لوسی زود مامان رو صدا میکنه: مامااااااا...اوغ..واقعا دختری.
- باید بذاری پیشت بشینم...دوست دارم خوب
- دوست ندارم من
- ماااامااا
صداش گریهدار شده.
- بله؟
- بن نمیذاره پیشش بشینم
- برو بش بگو نمیخوام پیشت بشینم..اگه التماسم کنی هم..
میره.
قهوه میریزم تو فنجان.
- گفت جهنم.
- بگو جهنم تو سرت و دیگه باش حرف نزن.
میره.
میاد..موهاش با قرمز خرمایی توشون..پشت سرش میدوَن...
صدای جیغ: من احمق نیستم...مااااماااا.
تو دلم میگم خیر نبینی بن و میشینم قهوه میخورم..
یادم میره شکر بریزم. طعمش مثل دم عقرب میمونه..زهرمار.
نانا میره دوش بگیره..صدای آوازش میاد..بن روبروی کامپیوتر پهنه..خبر ورزش سه..
بلند میگه : ...تو دهنت...سعی میکنه نشون بده قاتی و تلخ و بیاعتناس. کرمِ بلوغ.
خدا کمکم کنه. فقط. همین.
سال میگه یه معنی رو میده بن میگه اون میشه هانتینگ(فکر کنم این بود کلمههه پرانتز از جانب منه: نویسندهی این وبلاگ) سیزن..سال میگه بَرو بابا..گوزو یعنی زبانش ازم بهتره. این رو خیلی آروم میگه.
دلم براش میسوزه..حتی اگه بن دانشمند بشه دایرهالمعارف و مرجع تمام سئوالات و پژوهشهای من ساله.
هیچی دیگه اومدم بگم چقدر عالی مینویسی مثل همیشه صد تا بوسم برات بفرستم.خوب باشی.