البته زندگی یک چیز قشنگ دیگر دارد هم که به همان قبلی خیلی مربوط است.
آشپزی.
دیدهاید تا این جمله را جایی بگویید کسی خواهد گفت: خوش به حالت حداقل تو آشپزی را دوست داری من چه بگویم که نه دوستش دارم و نه بلد ش هستم..
خوب تو بمیر.
وی همچنان خاطرنشان کرد که ملت رو کافخل کردن با این سریالا. کیمیا و شهرزاد و عمهام(عمهاش...میدونسین اسم عمهی سال شرنوط هس؟!..باور کنین..تازه تو روستای هاشم اینا دوتا زن هستن همسایهان یکیاشون هس اسمش ایران اون یکی *اَمریکه..و پدر سعاد هم اسمش طهران هس..حجی طهران)..یه کودکِ زیبارویی مثِ مصطفی زمانی میارن آدما رو صدا کنه شهرزاد..شهرزاد..

اولین گل ستارهای.
این گل رو سالها پیش فکر کنم مادرم یا پدرم در فضای باز روبروی خونهامون کاشت. دوستش نداشتم چون به نظرم میاومد اونموقعها گلی که عطر نداره به درد نَمخوره. اول دبستان بودم فکر کنم.
مخصوصا وقتی لحظهی آخر کمش میکنی و فروکش میکنه بعد شعله رو میدی بالا و باز قاتی میکنه و تو بش میگی یواشِت عامو یواشِت.

من دوسش داشتم.
متن و ترجمه اینجا(کلیک)
توضیحِ لکن غیرت نیست ِ موجود در عنوان پستِ زیر
قدیما تو اون خونه روستایی که بودیم چنتا پسر بچه خوشههای رطب و خرمای نخل پیرمردی رو بریدن و فرار کردن..پیرمرد میدوید و داد میزد: بابا اینا میگیرید..بابا اینا دوزد شودن..خرما میدوزدن...رطب حرامی کردن... برحی بوردن
جوونایی که همونجا ولو بودن، بیخیال نگاه میکردن و گفتن نمیتونیم بگیریمشون عمو..فرار کردن..پیرمرد ایستاد و نامیدانه به رفتن دزدا نگاه کرد متاسف سری تکون داد و گف: میتونه بابا...میتونه..لکن غیرت نیس.
کارگرا کار میکنن:

و این رو درست میکنن 
و ما به سرکارگرشون خسته نباشید میگیم و گُلِ خورشید میدیم.
من خیلی لریم خوب نبود. سال گف مِن یعنی تو
الان بش گفتم چطوری؟ پاش رو کوبید زمین گف ریدوم منه زندگیم...حالا دیگه لریم خوب شده. گفتم زندگیم نه..زندیایم بایستی(به قول بابام) بگی.
از امل مثلوثی
خوانندهای تونسی. ترانهاش یکی از سرودهای انقلابهای تونس شد.
دیما دیما هم یکی از ترانههای خوبشه.
هر انسانی یک بار
برای رسیدن به یک نفر
دیر می کند،
و پس از آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله ای نمی کند ...
#یاشار_کمال ( ۲۰۱۵- ۱۹۲۳)
یکبار از سوپری شیدا روبروی خانهی پدرم اینها ترشی خریدم. گندیده بود. تویش بَنک داشت. به هوای همان خریده بودم.سال دورهی آموزش قبل از استخدامش را میگذراند. سطل سبز کمرنگ بود و شیشهای و تویش مثلا ترشی بنک و چیزهای دیگر باید میبود اما گندیده بود.
وقتی جریان را خانهی پدرم تعریف کردم پدرم به من گفت بلد نیستم حقم را بگیرم باید ترشی را مستقیم میبردم پاسگاه.
سال هم چیزی از استاد ارشد طهماسبی میشنوه. شعر از ازرقی هروی.
ولک من دارم با کی زندگی میکنم؟
اصالت همراه موهاش از تمام وجودش میریزه.
چاکرشیم چه کنیم دیگه.
یه خواننده بود قدیم اسمش تو ای اف ام بود. رامین فک کنم. یا آرمین.
اول ترانههاش آه میکشید.
آدم میپاشید از هم.
چند روز پیش کسی لینک ترانهاش رو گذاشته بود..چه دوس پسر خوبی چه آرایشی.
نوستالژیِ غمناکی سراغم اومد.
ارغوان علیرضا قربانی رو میتونید دانلود کنید و مشخصاتش رو بخونید.
از این لینک(کلیک) دانلود میشه فقط.
آهنگش شبیه هزار و یکشبه کمی.
هیچی دیگه همین. چیز خاصی نداره جز اینکه قشنگه.