خوشحال میشم که لهجهها رو تشخیص میدم بیکه خونده باشمشون.
http://s1.bagdady.com/songs_bagdady/ysra_m7nwsh_askt_bs.mp3
تو لینک بالا هس
لینک پایین هم هس. همون ترانه .
http://sr1.dndnha.com/yeh/yousra-mahnoush/singels/Dndnha.Com.yousra.Mahnoush.Waskot.Bas.mp3
ترجمه:
سنتین وانا معلقة لانی بارض لانی بسما : دو ساله که تو هوا مُعلق موندم نه
رو زمینم نه تو آسمون
صدقت کل کذبک علی صایبنی ویاک العما: هر چی بم دروغ گفتی
باور کردم کور شدم باهات
سنتین مخدوعة انی بیک تحبنی کنت متوهمة: دو ساله گولت رو
خوردم و توهم اینو دشام که دوستم داری
غلطانة بیک تعلقت آه شکثر متندمة: اشتباه کردم وابستهات
شدم..آه که چقدر پشیمونم
مات مات مات ای مات حبک یا بدذات: مرد مرد مرد آره مرد عشقت ای بدذات
ماردلک هیهات ولا احرق قلبک: هیهات که برگردم و باید حتما
دلت رو بسوزونم
واسکت بس اش اش طیرک طار من العش: بسه دیگه هیسسسس حرف نزن
پرندهات از لونه پرید
یرجع بالمشمش شحصل من حبک: برگرده؟ خوابش رو ببینی..چی از
عشقت گیرم اومده
حدی ویاک لهنا الموضوع انساه: تا اینجا بسه دیگه..موضوع رو فراموش کن
هدا الباب منه روح تندل دربک: این در ...برو..راهت رو بلدی..
أی أی أی أی لا تحکی ویای: آره آره آره آره بام حرف نزن دیگه
ماسمعک بای بای سوی اللی یعجبک: نمیشنومت...بای بای..هر
کاری دوس داری بکن
راح راح راح أی راح حبک هم وانزاح: رفت رفت رفت آره رفت..عشقت رفت عین غمی
بود که از رو دلم برداشته شد
قلبی اش گد مرتاح والتوبة ما یهوى: چقدر دلم راحت شده و توبه
اگه دیگه عاشق بشه
طابت کل الجروح وردتلی الروح: تموم زخمام خوب شد و زندگی بم
برگش
حتى وین ما اروح یقولون محلوة: حتی هر جا میرم چقد خوشکل
شدی
شارجع؟ لا جنیت بیا انت شخلیت: برا چی برگردم؟نه مگه دیونه شدم..ازم چی
باقی گذاشتی؟
ماریدک ملیت اترکنی فدوة: نمیخوامت دیگه..خسته شدم ولم کن
فدات شم
ف.ت
این رو دانلود کن.
بعد ترجمه رو میذارم.
اسمش هست: دین ابوکم اسمه ایه؟ اسم دین باباتون چیه(به نحوی اصطلاحی هس که زمانی که میخوان به طرف بگن بابات بیدین و ایمونه به کار میبرنش..وقتی داد میزنن د لامصب دین بابات چیه آخه؟)
کانالای عربی جز مزیکا پخشش نکرد و جمعش کردن.
بعد توضیح بهتری میده.
اما اینه اونی که دنبالش بودی به احتمال زیاد.
موفق باشی.
ف
وقتی تو پیغامها برام مینویسی اینجا جواب میدم:)
وقتی تو جیمیل باشه همونجا جواب میدم.
کلا این شامل بقیه هم میشه.
ف
فکر نکنم بترسم یا برام مهم باشه چه برچسبی بم میخوره..شاید جایی الکی چیزی گفته باشم و یادم نمونده اما کلا خیلی برام مهم نیس که چه برچسبی بم میخوره و ترس زیادی هم ندارم..
اون کتاب رو باشه.
پیداش میکنم میخونم.
مرسی که گفتی.
وقتی ول باشه تو واتساپ آنلاین ...و صداش در نیاد یعنی در سرزمین آدمهایی که خودش میگه بهنظرم فلان دین دینشونه پهنه. میدونم که دیگه خودش و اون یکی، ماجراهاشون رو تعریف نمیکنن. ترس از عدم تاییدم دارن.
چند سال پیش فقط در سکوت میشنیدم و وقتی نوبت من میشد نه تنها سکوتی نبود و عدم قضاوتی که دشمنی بود. شدید و بیدلیل. امام علی گفته سنگ رو به جایی که ازش پرت شده برگردونید. یعنی با دشمن، مخصوصا کسی که دشمنی رو شروع کرده، دشمنی کن اگه در برابر دشمن سکوت کردی و مدارا یا با حماقت دوستی، ضربه که خوردی اول از همه خودت خودت رو ملامت خواهی کرد.دیگران که کم نخواهند گذاشت در ملامت کردنت.
نمیتونم بگم بی خیالم و برام مهم نیس این جریانات.
من دشمنی نمیکنم و دشمنی رو دوبرابر برنمیگردونم فقط جدیدا جایی که سنگ ازش پرت شده رو پیدا میکنم میذارمش سرجاش. ترجیحا تو دهن یا کون پرتکننده.
برخورداریم از لقب روشنفکری و قاضی نبودن، به نتایج و تبعاتش که بعد متوجه خودم میشه مستقیما، نمی ارزه.
چون آدمهای سابق زندگی من روشنفکر و بیطرف نبودن. با آدما مثل خودشون برخورد کن. یا بدتر از خودشون. دومی زیاد ازم ساخته نیست چون حوصلهی خیلی شدن برای کسی رو ندارم. اولی رو سعی میکنم مقید بشم بش. پارهی قضاوت کردن و مرده ی زرزرهای بیخود بودن.
حالا میتونم برم حرف بکشم ازشون و بعد بزنمش تو سرشون.
اما منش گندیده ئایه و به درد و کارم نمیخوره.
فقط میتونم حدس بزنم چه فلاکتی درونمایهی اون روابط رو تشکیل میده و متشکر باشم که بام در میون گذاشته نشده.
دیشب ترون رو رسما سگمحل کردم ...بعد شونزهتا عکس گل داده و چنتا عکس نوشته. گله که چرا سیو نکردی اسم من رو که بتونم عکس پروفایلت رو ببینم. یک همچین آدمِ بیدغدغئیه.
گفتم من چهار پنجتا مخاطب دارم از رو شکل شماره حدس میزنم کیان سیو نمیکنم. یکی دو بار بش توپیدم و رفت.
بعد برگشته و حتی لوسم کرده یا یه عکس نوشته که: تو یه رابطهی درازمدت جذابیت چهره از بدن مهمتره. خوب حالا من با تو رابطهی درازمدت دارم؟..یا چی؟
لابد فکر میکنه حس میکنم بدنم جذاب نیس... در واقع دوس داشتم گاهی حس کنم بدنم کم جذابه. خوب بود برام. هوسها و هوای نفسم کمتر میشد و طلبِ نباید، نمیکردم.
اما این حس رو ندارم.
راستش ترون، چرت و پرتام پیشت از برای بررسی واکنشته. مردهی اون نگاه مانکن اندر چاقالوتم ...وقتی خودم می سازمش و میبینم موفقم در القائش بهات و تو سخاوتمندانه عرضهاش میکنی به من.
خودش نه که صورتش جذاب نیس و احساس بدنزیبا بودن داره، دس نوازش به سرم کشیده یعنی.
که یعنی تو خوبی من بات دوستم و فلان.
ترون من درکت میکنم و بیشتر از اینکه درکت کنم خوب میشناسمت.
اینه که صورت و بدنم رو اگه جذاب فرض کنی و تاییدش کنی میدونم از رو چاپلوسیه.
نکنی هم از رو حسادت.
با این وجود می فهمم که دوستم داری ...میتونستی نداشته باشی و نباشی.
باش اما جایی که تو زندگیم داری کمه.
حتی اگه جاهای زندگیم همه خالی باشه جای تو کمه.
برای لذت بردن از بودن با تو باید به سخافت مضاعفی تظاهر کرد که فعلا دکمهاش توی من در رفته و لقه. ببرمش تعمیر باشه در خدمتم.
برای لذت بردن از تو
غیبتهای تو
خریدای تو
و تحمل اثبات برتری و نامبر وان بودن تو در همه چیز من کمی عوض شدم.
هنوز خرید خوشحالم میکنه
اما جنس خرید تو با من فرق میکنه
مانتو شلوار فرم یقه ساتن برای ناظم بودن خوبه مشکلی توش نیس اما من ناظم نیستم.
باغبونم.جبار باغچهبان ...اینه که میگم مبارکه اما تو در برابر خریدام که بیلچه و دستکش و داس کوچیکه چیزی نداری بگی جز اینکه:
خوب رنگ زنونه نداش؟ نارنجی؟( رنگ مورد علاقه ی شوهرت)
صورتی
زرد
برای داس و دستکش و قیچی و شلنگ ..
خوب از این زنجیرها بگیر که تو پارکن ببند، خواهر احسان گرفته.. سنگهای تو باغچه رو رنگ کن..و من دارم جون میکنم که باغچه رو از مردن نجات بدم.. و خاک برای تو و بچه هات حکم سم داره.
من ازت دعوت به عمل نمیارم بیای بام خاکی شی. اما تو دعوت میکنی ازم که تمیز باشم و : بم بیاد شوهرم مهندس باشه:)
به خودت ربط داره اما می بینی فرق می کنیم با هم من حوصله ای برای یقههای ساتن بنفش ندارم و تو از علایقم میترسی.
اگر باشی و حرف نزنی هم خوبه.
اما تو با یقه های ساتن و مانتوهای مولودی و مجلسی ات می ایستی و میگی الفلاحه.
من نگات میکنم و طبعا نمیگم الضراطه...غر غر شوهرت رو میشنوم که معاشرت با من برای بچههاش بدآموزی داره.
و با این وجود وقتی جلوت لباس عوض میکنم انگار کلا وجود نداری میگی روغن بدنت چیه روغن زیتون رو نشون میدم و بوش میکنی میگی فلان مارک بهتره ..مارکا رو عین برادرت خوب میشناسی..
...بعد پشت میکنی و میگی نگام نکنیا. به بدنت که من رو یاد بدن برادرت و مادرت می ندازه نیم نگاه میندازم و می رم بیرون میدونم مردهی اینی که نگات کنم اماظاهر بدنت و باطن و روحت کمکی نمی کنه بم در این مورد.
دوس داری نگات کنم و من زن دریده و شیطان باشم و تو با حیای مقید و خوددار من نگات کنم و با شیطنتی که قبلا ازم سراغ داشتی بگم وای چه خوبی .
تو بری تو گوش احسان بگی زن برادرم این رو گفته با خوشحالی. احسان ضمن یادآوری اینکه خوب نیس آدم با زن برادرش این باشه خوشش بیاد از جذابیتهای نداشتهات که در پی اثباتشونی یه عمره.
زمانی عشقم میکشید و داوطلب دادن حس خوب به تو بودم.
حالا نمی کشه و نیستم
چون وقتش رو ندارم
و دلم میخواد برسم برگها رو جمع کنم و جارو ....شاید بشه کاشتش.یا حداقل تمیزش کرد.
تو و امثال تو حاضر نیستید لحظهای جای من باشید و برعکس..
چرا در پی دوستی با منی نمیدونم و چرا نظرم برات مهمه نمیدونم.
اما میدونم گاهی شدت فرق کردن آدما با هم برای طرفی که این شدت رو حس میکنه وقت و حوصلهای برای مدارا نمیذاره.
روغن بدن جانسون ...روغن بدن بچه ...وقتی بیدار میشم بوش رو میدم.برقش تو بدنم مونده و هوس عشق و بارون میکنم.
دیشب دیدم بعد از یه هو رفتنش یه هو بای فعلا گفتنش برگشته نوشته به نظرم فلان دین؛ دین ...یری اس. همین.
گاهی فکر میکنم کاش می تونستم آدمعوض کن باشم عین بقیه. یعنی آرزوش میکنم.
احتمالا طرفِ جدید، ظاهرا مذهبی و باطنا ...اینه که یه همچین برداشتی کرده.
ف
سایلنت هیل رو چند سال پیش دیدم. بازیش هم میکردم قبلا
ترسناک رو تقریبا همه رو دیدم از یارو جن گیر تا بابا دوک ..
کسی این اواخر فیلم جالبی ندیده که فکر میکنه منم دوس داشته باشم ببینم؟
کسی میدونه چطور باید شوید خشک رو بشورم که خاکش بره و هی نریزه همهاش تو ظرفشویی؟
چرت
پرت
زر
زر
ور
ور.
به من چه که خونه دوستش گلمیز خریدن. گرسنهام اعصاب ندارم مال شنیدن خبر خریدن گل میز مردمم؟
مرا رخصت دهید یاران
باید دستی به آب برسانم و جانی به عذاب
بعدش دهانی به کباب و چشمی به کتاب.
تا زمانی دگر و ساحت بروزِ خود دیگر
از من بر شما درود
و از شما بر من
سرود.
در آخِر میگویمتان آنسان که بزرگَواران دوران فرمودهاند:
دردها از جیش تند است و درمان نیز هم
من ندانم کاین درد را درمان کی است
ولک چه میکنه نویسندهی این وبلاگ. یعنی خود ِ خدا رو کولشه.
موجودی که میان امیدها و ناامیدهایش بر فراخنای میانمارگی خویش میتازد.



پنج ششتا از اینا پر کردم بردم دره روبرویی خالی کردم خود سطله یه تنه وزنش... اما خداییش دیگه سر خوردم رو دیوار الان. خیلی خسته شدم.
نه نباید بگم کاش مرد پرزوری بودم. نه. کاش زن پرزوری بودم. مگه همه مردا پرزورن و همه زنها کمزور؟
حرف رو هوا نزن دخترم

به زودی اینجا رو به درک واصل میکنم.
اون مِی تینر نیس تو گرما؟ انشالا یه روز آتیش بگیرم از دستتون.
دور از جونم.
اینا چی بوده که مرده دیگه خدا؟!

..هنوز وقتی کار میکنم میلرزم. مردهشور ضعف رو ببرن. باید ورزش رو جدیتر بگیرم. صبحها نیم ساعت ال ی چل پَن دیقه راه میرم اما کمه.
