من هیچ وقت حرف گوشکن و مطیغ نبودم اما از حس اینکه اانسانی بتواند مطیع و حرفگوشکن و سربهراهم کند تحریک میشوم.
اینها مهم نیست دیگر دارم پیر میشوم و نوشتن اینها مضحک است.
نمیدانم.

ه:
من خودم هم رقص بلد نیستم. کم بلدم. بیشتر خوشم میاد نگاه کنم یا خودم رو خیلی ساده رو آهنگا تکون میدم. همین هم خوبه..خوشم میاد.
برای یاد گرفتن ..گفتن با تمرین میشه همه چی یاد گرف..به این مقوله برای خودم شک دارم اما دیدم یاد گرفتن. نمیدونم شاید استعداد هم موثر باشه تو یادگیری..رقص عربی رو هم آموزش میدن تو کل دنیا..نمیدونم واقعا میشه با تماشا و بدون مربی یادش گرفت یا نه..فکر میکنم تو نت باشه..
من بیشتر نگاه میکنم و تنهایی برای خودم رقصای آروم ِ شادناک میکنم.
اینم جواب میده برای خوب شدن حالم.
بعد میذارنش روی هم روی این سینیه که زیرش آتیشه..اسمش هم هس نون ِ تیری..طرز پختش سخت نیس. یل إیکنی یاد إیگیری..تش به جونت هیمه نیهه.
همینطوری.

